حسن حسين زاده شانه چى
150
اوضاع سياسى اجتماعى و فرهنگى شيعه در غيبت صغرى (فارسى)
بسزايى در متمايل ساختن كوفيان به امام عليه السّلام داشت . دوران چند سالهء اقامت امام على عليه السّلام در كوفه ، موجب تحكيم و تثبيت تشيع در اين شهر شد و گرايشهاى شيعى قبايل يمنى با حضور امام عليه السّلام شدت بيشترى گرفت ، بهطورى كه طوايف حمير ، ربيعه ، مذحج و همدان به تشيع معروف و مشهور بودند . « 1 » حركتهايى كه در اين شهر عليه امويان به وسيله بزرگان شيعه ترتيب داده مىشد ، مانند قيام حجر بن عدى « 2 » و قيام توابين « 3 » ، حاكى از استقرار سريع و ريشهدار تشيع در اين شهر بود . بدين ترتيب تا پايان قرن نخست هجرى ، كوفه شهرى شيعهنشين تلقى مىگرديد و اين امر از ديد مردانى كه دستى در سياست داشتند از جمله بنى عباس پنهان نبود به طورى كه در آغاز قرن دوم هجرى رهبر نهضت عباسيان عليه حكومت اموى در تشريح نحوهء فعاليتهاى تبليغى براى داعيان عباسى تأكيد داشت كه كوفه و اطراف آن شيعيان على عليه السّلام هستند . « 4 » سالها بعد نيز منصور ، دومين خليفهء عباسى ( خلافت 136 - 158 ق ) زمانىكه سپاهى را براى سركوب قيام علويان در بصره ، به رهبرى ابراهيم بن عبد اللّه حسنى روانه كرد به فرمانده سپاه تأكيد كرد كه بر مردم كوفه سخت بگيرد ؛ زيرا آنان شيعيان اهل بيت عليهم السّلام هستند . « 5 »
--> ( 1 ) . ر . ك : جعفرى ، تشيع در مسير تاريخ ، ص 129 . ( 2 ) . او از اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و از ياران امام على و امام حسن عليهما السّلام بود كه همراه ايشان در نبرد با معاويه حضور داشت و پس از شهادت امام حسن عليه السّلام ، او كه تحمل ناسزاگويىهاى عمال معاويه را به امام على عليه السّلام نداشت در كوفه با گروهى از شيعيان به قيامى دست زد ؛ ولى همراه تنى چند از شيعيان ، توسط زياد بن ابيه ، حاكم كوفه دستگير شد و در بين راه كوفه به دمشق ، همراه چند نفر ديگر به شهادت رسيد . ر . ك : مسعودى ، مروج الذهب ، ج 3 ، ص 12 . ( 3 ) . گروهى از شيعيان كوفه به رهبرى سليمان بن صرد خزاعى ، از اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله ، بودند كه در سال 65 ق به انگيزه توبه از كوتاهى خود در يارى امام حسين عليه السّلام در كوفه دست به قيام زدند و در مواجهه با سپاه اموى شمار زيادى از آنان به شهادت رسيدند . ر . ك : مسعودى ، همان ، ص 107 . ( 4 ) . مقدسى ، احسن التقاسيم ، ص 293 . ( 5 ) . حسن ابراهيم حسن ، تاريخ الاسلام ، ج 3 ، ص 132 .